جنگ جهانی!؟
امان از دست این دل و داد از این عقل !
اگه به اختلافاتشون بها دادی تو را داغدار خواهند کرد.
همه غم و غصه روزگار مربوط به این دو هستند اگه اختلاف بین عقل و دل زیاد بود آتش دورن تو شعله ور تر است اما اگه بین این دو ، آشتی و دوستی برقرار کنی آرامش عجیبی نصیبت خواهد شد که در رفتار و کردار تو نمایان خواهد شد.
آیا عقل مهمه یا دل ؟
عقل درستی و اشتباهی مسیر را نشان خواهد داد اما دل وابستگی را تضمین می کند اگه دل را تابع و پیرو عقل نکنی ممکن ست چنان ضربه مهلکی بخوری که تا پایان عمر...
عقل باید رهبر دل گردد و دل عاشق عقل
بعضی ها تنها به عقلشان بها داده و دل را رها ! این افراد معمولا عاشق نمی شوند و به قول امروزی ها بی احساسند !
بعضیا فقط به دل راه می دهند (که غالب مردم از این دسته اند) . این طایفه معمولا سرافکندگی را برای خود تضمین نموده و هر روز عاشق چیزی و هر لحظه عاشق کسی ! لحظه ای به کسی دل سپارند و لحظه ای زکسی دل ستانند! برای لحظه ای شادی،عمر و عاقبت غمگینی را انتخاب خواهند کرد و همیشه در حسرت و ندامت خواهند بود. اگه به وصال خود نرسند دائما غمگین و حیران هستند و اگر به وصال خود برسند بخاطر مسیری اشتباه رفتن، عمری عزادارند.
دل همانند حیوان چموش و وحشی ست اگر صاحبش افسار را در دست نگیرد ، ممکن است آسیب به همه بزند.
فرق دیگر دل و عقل اینست :
اگه تنها به عقل میدان دادی به دیگران آسیب خواهی زد (مانندبعضی دانشمندان بمب و کشتار و...)
اما اگر تنها به دل میدان دادی ، به خودت آسیب خواهی زد (چون بی جهت مجبوری هر روز وابسته کسی شوی و از کسی نارو بخوری و یا بخاطر نرسیدن به کسی از غصه دق کنی)
لیک اگر بین عقل و دل تفاهم ایجاد کردی ، هم به خود و هم به دیگران کمک خواهی کرد و از هر گونه حسرت و ندامت و صد البته جنایت در امان خواهی ماند.
ما آدما هم به عقل نیاز داریم و هم به دل .
داشتن یکی بدون دیگری هلاکت آفرین ست .
عقل و دل همانند یُد و کلر هستند ! کُلر به تنهایی قابل مصرف نیست چون سمی ست و یُد باز اینچنین است . این دو ماده بدون همدیگر سمی و کشنده هستند اما اگر با هم ترکیب شوند نمک طعام حاصل می شود که ماده ای ضروری ، قابل مصرف و البته با نمک ست! از طرفی باعث نابودی خیلی از میکروبها و بیماریها می شود.
اما ... اما بعضی انسانها بد بختند ! از هیچکدام استفاده نمی کنند که در نتیجه در دام هوس خواهند افتاد آنها وابسته اشخاص می شوند اما به گمان خویش عشق و کارشان عاشقی ست ! غافل از اینکه آن وابستگی از طرف دل نیست بلکه یک هوس زود گذرست . (برای تشخیص این نوع وابستگی و این نوع انسانها در آینده خواهم نوشت) این نوع انسانها حقیرترین انسانهای روی زمین هستند زیرا که نه از نعمت عقل استفاده کرده و نه از نعمت دل ! این نوع آدما هم به خودشان آسیب می زنند و هم به سایر انسانها !
معتقدم همه جنگ های روی زمین از جنگ بین این دو نشات می گیرد آنانی که عقل دارند و دل را تعطیل کرده ، تنها به فکر بیشتر کشتن و بسیاردر بند کشیدن هستند و آنانی که عقل را تعطیل کرده و دل را فرمانده خود قرار داده اند جهل و حماقتشان دنیا را آتش خواهد کشید و کسانی که هیچکدامشان را ندارند هوس و شهوت و حرص و خود بینی و ... این کره خاکی را آلوده کرده وخواهد کرد.
خوشا به حال آنانی که دل را مطیع عقل و عقل را فرمانده دل ، عشق را شیفته ی فکر و فکر را دلباخته عشق نموده اند . و خوشا به حال آنانیکه عاشقانه ، عاقلانه زیستند و عاقلانه ، عاشقانه رفتند.
(کپی برداری بدون اعلام منبع ممنوع!)