تبليغاتX
بسم الله الرحمن الرحیم همنفس عزیزم! قدم رنجه فرمودید . تا بارگذاری کامل صفحه صبر کنید موسیقی باید پخش گردد در ضمن بدلیل محدودیت صفحه نخست همه مطالب و پستها مشاهده نمی شوند برای دیدن سایر پستها روی آرشیو کلیک کنید خواهشاً بعضیاکلیک نکنن!نه نه کلیک نکن !!

خواهشاً بعضیاکلیک نکنن!نه نه کلیک نکن !!

تا حالا واست پیش اومده که بعلت مشکلات زیاد از یه مسئول ذیربطی وقت خصوصی درخواست کنی؟

اصلا تا حالا بخاطر عشق به یه شخصیت سیاسی یا علمی یا... سعی کرده ای که درخواست دیدار خصوصی کنی؟ دیداری که بتونی راحت سفره ی دلتو پیش آن بزرگوار باز کنی.بتونی از تنهایی بین تو و اون استفاده کرده و درددل کنی.دیداری که باعث بشه تو تبدیل به بازکردن عقده های دلت کنی دیداری که جز تو و اون ، هیچکس دیگری در آن نباشد دیگه برای صحبت کردن از خودت و از دردهات شرمی نداشته باشی زیرا که فقط تو و اون با هم خلوت کرده اید دیگه جایی واسه شرم و حیا وجود نداره

تا حالا از خودت سوال کرده ای که معمولا خدا چه وقتها به بندگانش وقت خصوصی می ده؟ یا اگه بخوات با بندگان خصوصی خود خلوت کنه چه زمانی را برای اینکار انتخاب خواهد کرد ؟

خدا اگه کسی رو دوست داشته باشه سحرها به او وقت خصوصی می ده . اگه کسی کار خیلی خصوصی با خدا داشته باشه معمولا سحر ها به او وقت می دن.

می دونی چرا؟

چون سحرها معمولا نامحرمان خوابند سحرها هر کسی بیدار نیست سحرها بهترین فرصت خلوت کردنست . سحر ، اکثر چراغ های زمینی خاموشند به همین خاطره که ستاره ها در آسمان روشن ترند و واضح تر می شه اونا رو دید . در سحر می شه اکثر ستاره ها رو دید .حالا دوست داری تو هم ستاره باشی ؟ آسمان هیچوقت بدون ستاره نیست یعنی روزها هم در آسمان، ستاره ست اما شب و خصوصا سحر ، ستاره ها خودشونو لو می دن چشمک می زنن عشق بازی می کنن خدا سحرها رو فقط و فقط برای بندگان خصوصی اش قرار داده است یعنی هیچ نامحرمی اجازه ورود به اون جلسه خصوصی را نداره به همین خاطرهست که سحر ها خواب برای خیلی از مردم شیرینه و بیدار شدن در سحر خیلی سخت و دشوارست.زیرا که برای هرکسی دعوتنامه خصوصی نخواهندفرستاد.

اینروزها خواه ناخواه سحر بیداریم بیا چند دقیقه قبل از اذان کمی دست از خوردن برداریم و اون چنددقیقه را به خدای خود اختصاص بدیم خدایی که ارزش درددلهامونو می دونه خدایی که نگران من و توست خدایی که دوستی اش مثل دوستان دنیایی نیست خدایی که می تونه هرچیزی رو که از او بخوای واست انجام دهد به شرطیکه به صلاحمون باشه . نماز شب... نماز شب .... نماز شب .... این بهترین برنامه عشق بازیست یازده رکعت بیشتر نیست اما سه رکعت آخر مهمترند اگه مثل بنده تنبل هستی! سه رکعت آخر رو بخوانی بازم می شه (نماز شفع و نماز وتر). می تونی به مفاتیح الجنان مراجعه کنی و یاد بگیری ... در قنوت رکعت آخری ، به اعتقادم زمان درددلهاست می تونی استغفار کنی می تونی دعا کنی خصوصا که مستحبه برای۴۰نفر دعا کنی (بنده رو فراموش نکن) می تونی از درد زمونه بنالی شکوه کنی ...

نماز شب آثاری دارد از جمله رزق و روزی ، نورانیت چهره ، قدرت در مقابل وسوسه های شیطان ونفس، رفع فشار قبر و ... از جمله آنهاست (حواست باشه نماز را برای اینها نخوانی که اخلاص را از بین می برد  بلکه برای خدا بخوان اینها آثارتشویقی هستند و دلیل خواندن نماز شب نیست)

مطمئن باش که سحرچیزهایی به آدما می دن که درغیرازآن نخواهند داد سحر به آدما عنایت می شه مثل صف تقسیم جواهرات و امتیازت می مونه کسانی که اول صف هستند بیشتر و سریعتر می گیرند کسانی که بعدا خواهند آمد و یا دیربیدارخواهند شد معمولا چیزی نمی گیرند و یا به ته مانده ناچیز می رسند که کم است . خیلی از مقربان حرم الهی دلیل موفقیت خویش را سحر اعلام کرده اند . سحر ، سفره ی عنایات و توجهات خدا ، گسترده می شود هرکه چابکتر است بیدار شود.

شیطان همه قدرت خود را بکار می گیرد تا ما سحر را از دست بدهیم چون می داند که سحر چه خبر است جهت اطلاع : شیطان از علمای بزرگ است یعنی علم دارد و می داند که سحرها چه اتفاقی می افتد. راز موفقیت آدما در کجاست به همین دلیل است که تمام قدرت خویش را بکار می گیرد تا آدما سحر بخوابند.

حالا خود دانی ! اگه واقعا حاجت داری و می خواهی بشکل خصوصی با خدا مطرح کنی سحر را از دست نده اگه دلسوخته ای سحرها را فراموش نکن. بی انصافی نکنی و مرا فراموش کنی!

+ نوشته شده در  چهارشنبه سیزدهم شهریور 1387ساعت   توسط حمید  | 

در احادیث و روایات زیاد نقل شده که اگر کسی چهل روز اخلاص بورزد درهای حکمت بروی او باز خواهند و یا اگر چهل روز عملی را تکرار کنیم بعد از این چهل روز با آن عمل خو گرفته و به تعبیری آن عمل برای ما تبدیل به ملکه خواهد شد یعنی به آن عادت خواهیم کرد و ناخودآگاه انجام آن را ادامه خواهیم داد

حالا یه پیشنهاد:

ماه مبارک رمضان نزدیک است که آن هم ۲۹ یا ۳۰ روز است اگر از ماه شعبان ۱۰روز به او اضافه کنیم جمعا ۴۰ روز می شود(البته می شه ده روز را بعداز ماه مبارک قرار بدیم یعنی ده روز از ماه شوال) شاید این برای من و شما فرصت خوبی باشد اگر کسی در این مدت مواظب خودش باشد(به تعبیر عرفا و اساتید اخلاق، مراقبه) که خطایی از او سر نزند مواظب زبان ، گوش ، چشم ، شکم و پوست خود باشد بنده به شما تضمین خواهم داد که بعد از این ۴۰ روز اگر درست عمل کند چیزهای جالبی نصیب او خواهد شد این را من نمی گویم بلکه این را پیامبر(صلی الله علیه وآله) و معصومیم (علیهم السلام) و البته کسانیکه نتیجه گرفته اند گفته اند.

اول یه توصیه: نگاه به نامحرم اگر شیطانی باشد حتی برای دختران هم حرام است چون خیلی از مردم فکر می کنند که نگاه به نامحرم (چشم چرانی) تنها برای پسران حرام است که این اشتباه می باشد.

دوم : سعی کنیم در این ۴۰روز و هر شب هنگام خواب از خود حسابرسی کنیم و در صورت کاستی یا خطا ، روز بعد آن را جبران کنیم اگر کار خوبی انجام دادیم خدا را شکر کنیم و اگر خطا باشد استغفار و جبران کنیم

سوم : ۸۰درصد یا بیشتر از اعمال انسانها تحت تاثیر اطرافیان می باشد پس از نشستن و برخواستن با افراد بی قید و بی ادب نسبت به خدا پرهیز کنیم و با دوستان خوب انس بگیریم اگر دوست خوب در دسترس نباشد کتاب بهترین دوست می تواند باشد البته نه هر کتابی ! خاطرات شهدا و علما و حکایت خوبان تاثیر زیادی دارد

چهارم : هر روز صبح دعای عهد بخوانیم البته به شرطی که ۴۰ روز کامل گردد (فقط صبحها و نه اوقات دیگر) اگر موفق شدی ۴۰ روز بخوانی طبق روایات معتبر از سربازان آقا امام زمان(عج) خواهی شد البته هنگام ظهور(یعنی خدا توفیق سربازی امام زمان عج خواهد داد) 

پنجم : اگر کاملا نتوانستیم در این چهل روز برنامه را کامل کنیم (یعنی خطایی و یا هرچیزی از ما سر زد ) اصلا نا امید نشوید چون مطمئنا به یک چیز خوب عادت خواهی کرد یا یک چیز بد را ترک خواهی نمود درسته که ممکنه به همه برنامه عمل نکردید اما حداقل یک قدمی برداشته ای .

ششم : ترک کارهای حرام مهمتر از همه چیز هاست خیلی مواقع یک کار حرام باعث ترک چندین کار واجب خواهد شد یعنی کار واجب حرکت است و کار حرام چاله ی حرکت(البته در اصل اینها یک چیزیند یعنی ترک حرام واجب است) پس حتما فراموش نکن که ترک عادت (عادتی که حرام است)مهمترین چیزست. اگر موفق شوی در این ۴۰ روز یک حرام را ترک کنی به معنای واقعی هنر کردی

هفتم : توسل به ائمه (علیهم السلام)را اصلا فراموش نکنید فرق ندارد کدام امام . بلکه باید ببینی روح و شخصیت تو با کدام امام گره خورده است چون عشق مهمترین عامل قبولی توسل است. از عشقت نسبت به هر کدام از ائمه (علیهم السلام) استفاده کن . بعضیا به حضرت علی (علیه السلام) بعضیا امام حسین (علیه السلام) و بعضیا مثل نگارنده به حضرت زهرا(سلام الله علیها)

هشتم : کسی که موفق شود بعد از این چهل روز چیزهایی خواهد دید که قبلا نمی دید و چیزهایی خواهد شنید که قبلا نمی شنید و دستانی در زندگی او قرار خواهند گرفت که قبلا نبودند

می تونی امتحان کنی . امتحانش مجانیه

تذکر : ممکن است دیدن یک فیلم یا شنیدن یک موسیقی هم روی شما اثر بگذارد پس دقت کنید

آماده ای شروع کنیم ؟

یک ........ یک و نیم ................ دو ................. دو نیم .......................... و

سه

پس حرکت تا عید فطر

(حواست باشد که ۴۰ روز کامل گردد از طرفی انجام اینها همه برای خدا باشد یعنی به امید رسیدن به درجات معنوی انجام نده بلکه فقط و فقط برای رضایت خدا انجام بگیرد در غیر اینصورت کارهایتان با اخلاص نیست یعنی شما فقط برای رسیدن به درجات معنوی گام برداشته ای و نه برای خدا!)

+ نوشته شده در  شنبه دوم شهریور 1387ساعت   توسط حمید  | 

خيلي از ما انسانها فكر مي كنيم كه انتظار ، دو زانو در گوشه اي نشستن است در حقيقت اين نوع تعبير و ديدگاه بسيار اشتباه و سردرگم كننده ست . به گمان خويش كه در اتاقي نشستن و از امام زمان(عج الله تعالي فرجه الشريف) سرودن و در فراق يار ناله سركردن ، انتظار است !؟ در صورتيكه اين بزرگترين خطاست . اگر به شما بگويند كه چند روز ديگر مهمان بزرگ و عزيزي قصد مهماني شما را دارد،واكنش شما چيست ؟

آيا اين درست است كه شما در كنج اتاق دست روي زانو گذاشته و به انتظار بنشينيد؟ اين كار شما نه تنها انتظار نيست بلكه بي احترامي به مهمان است زيرا كه هيچ كار و عملي براي استقبال از او انجام نداده ايد و با كمال بي ادبي تنها تظاهر به احترام كرده ايد. انتظار صحیح و عاقلانه اینست که خانه را برای مهمان آماده کنی اتاق نشیمن را تزیین کنی و بهترینها را آماده پذیرایی از مهمان نمایی .

متاسفانه از جمله ستم هایی که به واژه ی "انتظار" شده اینست که آنرا بد تعبیر كرده ايم . مانند کلمه عشق !

در عشق هم هر وقت کامجویی ها و لذت های خودکامه پیش بیاید رنگ عشق به او می زنیم و هوس را با واژه ی عشق مقدس می کنیم !! یا بهتر بنالم " سر خود را شیره مالیدن است"

انتظار فرج یعنی اینکه درس بخونی تا به درد آقای خود بخوری.انتظار فرج یعنی به روح و روان خود برسی تا سالم بمانی.انتظار فرج یعنی به خود عادت دهی که به نامحرم نگاه حرام نکنی.انتظار فرج یعنی با اهل ایمان رفیق گردی تا خصلت های خوبی از آنها فرا گیري.انتظار فرج یعنی هر کجا فساد و ظلم ببینی در مقابلش بایستی.انتظار فرج یعنی از نا اهلان و بی دینان دور گردی تا به چیزهای بد عادت نکنی

انتظار فرج یعنی هنر یاد بگیری . انتظار فرج یعنی از وقت خود کمال استفاده را ببری.انتظار فرج یعنی گوش خود را از حرام دور نگه داری انتظار فرج یعنی تا می توانی یاد بگیر تا به درد صاحب و فرمانده ات بخوری .

فکرشو بکن اگه ظهور کند و تو سربازش باشی اما هیچ هنر و حرفه اي نداشته باشي خب این به چه درد آقا می خورد ؟ بنده خدایی می گفت : من تا آنجایی که توان داشتم آموختم و دنبال آموختنم . نکته جالب اینجاست که می گفت : من نمی توانستم شنا کنم روزی در خلوت به خودم گفتم فلانی اگه امام ظهور کند و تو سربازش باشی و امام از تو بخواهد که از این سمت رودخانه تا به اون سمت بروی و ماموریت انجام دهی اگه نتونی واقعا برای تو شرم آوره که به درد آقا نخوردی؟! می گفت : برای آموزش شنا تلاش زیادی کردم تا فرا گرفتم . نکته جلب اینجا بود که در همه کارها و امورات خود اینچنین معامله می کرد برای مثال می گفت : اگه روزی امام ظهور کند و مرا برای ماموریتی به دیاری بفرستد اگه چشم خود را از کارهای حرام باز ندارم برای من که سرباز و منتظر آقا هستم بسیار زشت است که در انجام ماموریت به نامحرم نگاه کنم و يا اگر در خانه آدم بداخلاقي باشم و امام ظهور كند ممكنه بخاطر اين بداخلاقي ،من را از جمله ي ياران خود قرار ندهد همانطور برای سایر اموراتش از خود حساب می کشید بنده که شاهد این موضوع بودم نکات جالبی از این بنده خدا دیدم واقعا تبدیل به یک الگو شده بود .

فکر می کنید امام اگر ظهور کند دنیا به حالت غیر طبیعی درخواهد آمد ؟! خير اينچنين نيست طبق روایات ، در هنگام ظهور همه چيز طبيعي ست يعني انتظار نداشته باش سرباز امام زمان (عج) يك شاخ و دوبال و ... داشته باشد ؟! آري علم پيشرفت مي كند اما به صورت طبيعي و معقولانه . پس اگر واقعا انتظار فرج را خواهي، بايد به خود برسي بايد خود را به جايي رساند تا هرچيزي را امام از تو طلبيد، تو از پس اجراي آن برآيي . بايد درس خواند بايد مطالعه كرد بايد هنر آموخت بايد خودسازي كرد و ...

امام تشنه ياري چندنفر بيكار و بیعار نيست امام در انتظار ياري مردان و زنان به درد بخور است . امام عاشق ياوران صادق و استوار است اگر دائم امام را فرياد بزني ولي عهد و پيمان شكن باشي هرگز به درد امام نخواهي خورد زيرا كه پيمان شكنان جنايت كربلا را براه انداختند.براي امام حسين (عليه السلام) نامه نوشتند كه قيام كن تا ما تو را ياري كنيم اما وقتي كه امام قيام فرمودند كوفيان كه دم از وفاداري و ياوري مي زدند بي وفايي كردندو امام را به حال خود واگذاشتند.

امام زمان(عج)، مسلم ابن عقيل مي خواهد حبيب ابن مظاهر مي خواهد حضرت قاسم(س)مي خواهد و ...

فراموش نكن كوچكترين هنر هم مي تواند به درد امام بخورد

حواست باشد كه بايد خود را تا آنجايي برساني كه به درد امام زمان (عج) بخوري.

فراموش نكن كه امام زمان (عج) سياهي لشكر نمي خواهد بلكه سپيدي لشكر مي خواهد

انتظار يعني " من هم بايد در تشكيل حكومت عدل الهي سهيم باشم " حكومت مهدي موعود(عج) همانند ساير حكومت ها به افراد مستعد و باايمان نياز دارد"

براستي اگر روزي ظهور كند جاي من و تو در كجاي حكومت عدل الهي است؟

بيچاره كسي ست كه امام براي اطرافيانش نامه ياري بنويسد ولي براي او نامه ننويسد چون به درد نخور است.

+ نوشته شده در  یکشنبه بیست و هفتم مرداد 1387ساعت   توسط حمید  | 

مرد یا زن بودن مهم نیست مهم اینست که بتونی وظیفه خودتو تشخیص دهی و به وظیفه خودت عمل کنی دختر یا پسر بودن اصلا اهمیت نداره . تنها چیزی که واسه خدا اهمیت داره تکلیف آدماست. فرزندشاه یا فرزند فقیر بودن واسه خدا ارزش نداره عرب یا عجم بودن برای خدا ارزش نداره شرقی یا غربی بودن واسه خدا اصلا مهم نیست تنها عمل به تکلیف آدماست که حرف اول و آخر را می زند خدا روز قیامت مردم رو با تکالیفشون محاسبه می کنه . همه صف خواهند کشید از زن سوال می کنند به تکلیف خودت در حق شوهرت عمل کردی یا نه ؟ از مرد سوال می کنند تو به تکلیف خودت نسبت به حق همسرت عمل کردی یا نه ؟ و ...

می خوام از بزرگ شخصیتی بنویسم که الهه ی عمل به تکلیف و وظیفه ست . آری ! زینب (سلام الله علیها) .

در کربلا بودن خیلی سخته ! تنهایی حسین(علیه السلام)را دیدن ، دشوارست! تشنگی بچه ها زجر آفرینه! اما مشاهده ی همه اینها وقتیکه در کنار حسین(علیه السلام)باشی سختی کمتری دارد. آری ! کربلا بودن سخته اما سختر از آن کربلای بی حسین (علیه السلام) ست کربلایی که دیگر عباس (سلام الله علیه) در آن وجود ندارد وحشت آفرینه کربلایی که همه مردانش به صلابه کشیده شدند و نامردانش در آنجا باشند خیلی زجر آوره ...

کربلای بی حسین (علیه السلام) را زینب فرماندهی کرد کربلای بی عباس (سلام الله علیه) را زینب علمداری کرد کربلای بی مرد را زینب مردانگی کرد. آری بعد از حسین (علیه السلام) زینب باید همه را نقش آفرینی کند . خیلی دشوارست مگر یک زن چقدر توان دارد آنهم بانویی که مصیبت دیده ست . قربونت برم بی بی جان ! به من بگو هنوز زخمهایت را داری ؟ بی بی جان ! تاول پاهایت خوب شده اند یا نه؟ بی بی جان ! چرا قدت خمیده ؟ بی بی جان ! چقدر زود پیر شدی؟ مگر بر تو چه گذشت که اینچنین شکسته ای ؟ ... لحظه آخر زندگانی حضرت بود همسر ایشان می گفت : در لحظه احتضار دیدم حضرت دستانش را روی چیزی حلقه زده بود . خدایا ! زینب(سلام الله علیها) چه در دست دارد که در لحظه مرگ رهایش نمی کند . نزدیک شدم دیدم پاره ای از پیراهن خون آلود حسینش (علیه السلام) بود خدایا این بانو چه کشید ؟

صاحبدلی می گفت :به زیارت هر یک از معصومین (علیهم السلام) می رفتم خطاب به هر کدام می گفتم : همه ما مدیون شماییم اما شما مدیون حسین (علیه السلام) هستید اما وقتی کربلا رفتم رو به ضریح شش گوشه کردم و خطاب به حضرت گفتم : آقا جان ! شما مدیون خواهرت زینب (سلام الله علیها) هستی .

وقتی خطبه آن حضرت در مجلس ابن زیاد را خواندم چون از سوابق و خونخواری "ابن زیاد" شنیده بودم که راحتترین کار برای او کشتن انسانهاست به خودم گفتم که الحق تو دخت فاطمه (سلام الله علیها) هستی تو شجاعت علی (علیه السلام) را با خودت به ارث برده ای . آنچنان کلمات عربی را زیبا در کنار همدیگر چیده بود که گویی در حال شاعری ست و آنچنان با ابن زیاد جلاد، سخن می گفت که گویی یک مجرم را به محاکمه کشانده است گویی ابن زیاد اسیر است و حضرت امیر ! همه مجلس را بهم ریخت . یک زن آن هم یک اسیر ! اینچنین با ابن زیاد صحبت می کند مگر کسی جرات دارد در مقابل فرمانده مقتدر و قاتل حرف بزند!؟ اما زینب (سلام الله علیها) این کار را کرد خصوصا آنجایی که به ابن زیاد فرمود: ای پسر مرجانه ! مادرت به عزایت بنشیند! آری ! یک زن و آنهمه شجاعت ! این جز از فرزندان علی (علیه السلام) و فاطمه (علیهاالسلام) از کس دیگری سرنخواهد زد .

خدا رحمت کند مرحوم آغاسی را که سرود:

            کربلا می مرد اگر زینب نبود    **********    شیعه می پژمرد اگر زینب نبود

مرجانه:مادر ابن زیاد است که از فاحشه های زمان خود بود ابن زیاد از نام بردن مادرش ، متنفر بود چون که بیاد روسپی گری های مادرش می افتاد و سوابق مادر لکه ننگینی بر دامان پسر بود زیرا که ماهیت واقعی پدر نامعلوم بود!

+ نوشته شده در  جمعه بیست و هشتم تیر 1387ساعت   توسط حمید  | 

هر دو  ادعای عشق داریم اما... اما عشق ما با عشقتان متفاوت ست

عشق ما عشق آزاده گی و بندگی ست لیک عشق شما عشق برده گی و ولگردی

 ما فریاد خواهیم زد لکن شما عربده خواهید کشید

هر دو به دنبال آزادی هستیم اما... اما آزادی ما با آزادی تان مغایر است

آزادی ما،آزادی ازحقارت و هرگونه پلیدی ست لیک آزادی شما ، قداره کشی وفحاشی گری ست

ما چون شما ، پیراهن دریدند .

پیراهن مابرای حفظ دین و وطن ازتن گسست لیکن دریدن پیراهنتان،از برای وحشیگریهایتان بود

هر دو به گردن آویختیم ! ما پلاک عشق و عزت را ، شما قلاده ی خفت و ذلت را

هر دو آتش زدیم ! ما برجک دشمن را و شما خانه و کاشانه هموطن را !

هر دو منفجر کردیم ! ما توپ و تانک متجاوز را  و شما ماشین و اتوبوس همسایه را !

ما خوردیم شما هم خوردید! ما خون جگر را ، شما چوب حماقت هایتان را !

هر دو بر سر خودمان گذاشتیم !  ما سربند شجاعت را  و شما کلاه حقارت را !

ما از جنس هابیلیم و شما از نسل قابیل

اکنون ما داریم که شما ندارید ! ما شهیدکاظمی داریم که شما ندارید ما شهید بابایی داریم که شما ندارید ما شهیدزین الدین داریم که شما ندارید ما شهیدبروجردی داریم که شما ندارید ما شهید هاشمی داریم که شما ندارید ... اصلا ما جگر گداخته ای داریم که شما ندارید

کوتاه کنم ما آقایی چون سیدعلی داریم که شما ندارید اکنون ...

اکنون کاری نکنید که سربندهای دیروز را دوباره بر پیشانی خودببندیم کاری نکنید که پلاک های پدران  خود را دوباره بر گردن خویش افکنیم ...

من ساخته آن نسل دلسوخته ام من زاده آن زن باایمان و محجبه ام من شاگرد مکتب عشقم من وفادار به ولایت عاشقی ام آری ! من از نسل علی اکبرم (س)

ما هستیم و شما هم هستید ما اینچنین و شما آنچنان!

عارفان شب زنده دار ودزدان شب زنده دار *****هر دو بیدارند اما این کجا و آن کجا

یک دنیا تفاوتیک  دنیا تفاوت

قصه این غصه ها همچنان پایدار است تا تاریخ به حقانیت ما گواهی دهدراست میگی! نگذارتصویربگیرند چون دیدن آن شرم آوره!

+ نوشته شده در  سه شنبه هجدهم تیر 1387ساعت   توسط حمید  | 

هرچیزی خانواده ای داره . همانطوری که شیطان خانواده داره خدا هم خانواده داره !

عجله نکن منظورمو  واست روشن خواهم کرد و حسم رو بیان !

وقتی دو نفر یعنی یک مرد متدین و یک زن با ایمان باهم ازدواج کنند خانواده الهی تشکیل خواهد شد در این خانواده ، هیچ چیز اهمیت نداره جز حرف خدا ! هیچ کس مهم نیست جز خدا !

در خانواده الهی مرد ، زن خود را خیلی دوست دارد و زن ، عاشق مرد خود است . مرد جز خانوم خود به هیچ کس نمی اندیشد و همسر خود را یک فرشته می بیند به خانوم خود وفادار است اگر از دنیا برود  همچنان به او وفادار خواهد ماند و همیشه از او و خاطراتش یاد خواهد کرد . در خانواده الهی ، زن کاری نمی کند که مرد اذیت شود زن همیشه سعی می کند حرف مردش را گوش دهد نه اینکه برای او کنیزی باشد ! خیر. بلکه کمک دست شوهر و هماهنگ با همسرش است زیرا می داند که شوهر نصف زندگی اوست نه ارباب او ! و مرد هیچوقت کاری نمی کند که زنش آزرده شود زیرا که معتقد است زن تمام عمر اوست . مرد خانواده الهی و کت بانوی خانواده خدایی عاشق همدیگرند و به پای هم پیر خواهند شد. مرد تمام عمر خود را به پای خانومش خواهد گذاشت و زن تمام قلبش را تقدیم شوهر خواهد کرد.

در خانواده الهی ، زمانیکه مرد از محل کار برگردد صورت و پیشانی همسرش را می بوسد و بخاطر زحمتهایش، کار در خانه و تلاش زیاد از همسر خود تقدیر خواهد کرد مرد با دیدن خانم خود، تمام غمهای روزگار را فراموش خواهد کرد و زن ، با پاک کردن عرق های پیشانی همسر خود به آقای خود خوش آمد می گوید وبا دیدن مردش ، احساس آرامش و امنیت خاصی به او دست خواهد داد چرا که بهترین حامی او وارد منزل شده است . عجب صفا و صمیمیتی ! مرد بدون مشورت با همسرش تصمیمی نخواهد گرفت و زن هیچ چیزی را از همسر خود پنهان نخواهد کرد زن ، همیشه و تنها با مرد خود دردودل می کند و مرد هر کاری که از دستش بر میات برای همسرش خواهد کرد به گونه ای که زن برای ابراز عواطف و احساساتش مجبور نباشد جای دیگری رود . در خانواده الهی ، زمانیکه مرد در خانه ست کمک دست خانومش در کارهای منزل است و از اینکار نه تنها تحقیر نمی شود بلکه نسبت به این عمل افتخار خواهد کرد و همیشه سعی دارد کارهای همسر خود را سبک و آسان کند تا به خانوم خانه فشار نیاید . در خانواده  الهی ، بیشتر وقت زن به مسایل خانه و خانواده می گذرد و زن سعی دارد کمتر از خانه دور شود چون می داند که خانه بیشتر به حضورش نیاز دارد تا بیرون ازخانه . زن می داند که مرکز عاطفه خانواده ست پس نباید برای مدت طولانی از بچه ها و مرد خود که به او نیاز بیشتری دارند ، دور شود . زن می داند که مرد بدون او از غصه دق خواهد کرد زیاد بیرون منزل وقت خود را صرف نخواهد کرد و تا زمانیکه مرد در منزل است همیشه در کنار او می ماند . مرد می داند که زن آبرو و حیثیت اوست پس همیشه در مقابل اطرافیان،خانم خود را تکریم و احترام می کند . در خانواده الهی زن خود را برای مردش آرایش و زیبا می کند و مرد به سلیقه همسرش ظاهرش خود را آراسته خواهد کرد تا زن احساس کند برای مردش ارزش دارد. در خانواده ی خدا ، زن به بچه های خود یاد می دهد که دست پدر راببوسند و حرفش را گوش دهند و مردبه فرزندان خود، احترام به مادر را فرا می دهد . در چنین خانواده ای زمانیکه فرزندان عشق و عاشقی پدر و مادر را می بینند به خانواده خود وفادار و پایبند می مانند . مرد لقمه حلال را و زن عشق و صفا را برای خانواده به ارمغان خواهد آورد. مرد هر چند مدت همسر و فرزندان خود را به مسافرت می برد و مشغله های شغلی مانع از فراموش کردن همسر و فرزندان نخواهد شد در چنین خانواده هایی تفریح به هیچ وجه کنار گذاشته نمی شود و تعادل در همه مسائل رعایت خواهد شد و معمولا مسائل عبادی و مذهبی با هم و بصورت دسته جمعی انجام خواهند گرفت در چنین حالتی خدا فامیل این خانواده می شود و متعهد خواهد شد که اگر مشکلی برای فامیلش پیش آید او بدون واسطه وارد موضوع خواهد شد و مشکل را با دستان مهربونش رفع خواهد کرد . خدا به چنین خانواده ای تعهد داده که همیشه در کنارشان خواهد ماند و مواظب امورات زندگی شان می باشد . خدا برکت را برای این چنین خانواده هایی تضمین کرده است زیرا که هم مرد و هم زن محبوب خدا هستند .

وقتیکه شیطان خانواده های شیطانی خود را فراموش نمی کند مگر می شود خدا خانواده اش را فراموش کند ؟

پس ای عزیز ! اگر مجردی سعی کن چنین خانواده ای تشکیل دهی(بشرطی که مومن باشی) و اگر متاهلی تلاش کن خانواده ات را به آن سو  هدایت کنی چرا که به فرموده شیر شیران امام امیرالمومنان (علیه السلام) : هرکس سعی و تلاش خود را برای هدفی بگذارد ،اگر به همه آن هدف دست نیابد ولی مطمئناً به قسمتی از آن دست خواهد یافت.

پس ای عزیز انتظار نداشته باش تا زمانیکه از لحاظ ایمانی خود را نساخته ای بتونی چنین خانواده ای تشکیل دهی به قول قدیمی ها : کبوتر با کبوتر ، باز با باز  

حالا دستان قشنگتو بالا بگیر و دعا کنیم " خدایا همه عاشقان و دوستانت را به همدیگر برسان " " خدایا ! دنیا را از خانواده خود پر کن و پسران و دختران با رنگ خودت را از خانواده شیطان دور کن "

الهی آمین یا رب العالمین

+ نوشته شده در  یکشنبه شانزدهم تیر 1387ساعت   توسط حمید  | 

نمی دونم چرا وقتی به ماه رجب می رسم احساس می کنم عطر خدا سرتاسر عالم رو فرا می گیره . خدا همون خداست همون خدای ماههای قبل هست اما احساس می کنم در این ماههای رجب و شعبان و رمضان خدا برای بندگانش وقت زیادی رو می ذاره تا با اونا همصحبت بشه . احساس می کنم خدا بقیه کارهاشو کنار می ذاره و میگه خب ! حالا هرچه وقت دارم مال بنده هایم هست !

احساس می کنم در این ماهها خدا بیشتر به من سر می زنه . احساس می کنم در این ماه خدا انتظار بیشتری را نسبت به بقیه ماهها می کشه .

دیگه شب ها ،شب های قبل نیست دیگه ساعتها مثل ساعتهای پیش نیست بوی خوشی می آید عجب بوی معنویتی پیچیده !

آری ! خدا در همه ماهها خدایی می کنه اما بعضی ماهها خدا خیلی به بنده هاش صفا می ده بشرطی که تو اهل حال باشی . یادمه بچه گی هام وقتی کنار مادر می خوابیدم احساس آرامش خاصی به من دست می داد گاهی وقتا مادر از شدت مهر و عاطفه منو در آغوش می گرفت در آن لحظه به مادر خیلی نزدیک می شدم  بطوری که ضربان قلبشو احساس می کردم چه حس خوبی بود ! صدای نفس هاش به گوشم می رسید خدا هم در این ماهها به بنده هاش خیلی نزدیک می شه آنقدر نزدیک می شه که سر بنده هاش رو روی سینه اش می گیره ... خوب گوش بده ... می شنوی صدای قلب مهربونشو؟ ... داره نوازشت می کنه ... لالالایی بنده من ! لالالایی مخلوق من ! لالالایی چرا با من قهری ؟! لالالایی چرا از من فراری هستی ! لالالایی کاش می دونستی چقدر دوستت دارم ! لالالایی کاش می دونستی تو دردانه منی ! لالالایی چرا طرفم نمیایی !!؟ لالالایی چرا همیشه قلبمو می شکونی ؟!!! لالالایی مگه من واست خدای بدی بودم؟! لالالایی مگه من در زندگی کمکت نکردم ؟!!! لالالایی مگه من چه بدی در حقت کردم ؟!! لالالایی ! دردانه من ! لالالایی ! عزیزم !!!! لالالایی بنده من !!! چرا حرفمو گوش نمی دی؟! بنده من ! بیا همیشه پیشم بمون . بنده من تو رو به حق هرکسی که دوست داری دیگه تنهام نذار ...

گوش می دی ؟... خوب گوش بده داره با تو درد ودل می کنه ضربان قلبشو می شنوی نفسهای قشنگش رو گوش می دی ...

+ نوشته شده در  سه شنبه یازدهم تیر 1387ساعت   توسط حمید  | 

ای زن ! ای پاکدامن ! ای فرشته ! ای آنکه خدا عشق را با آن سرشته !

قدر خود را بدان ای قاصدک

تو یک بال پروازی و مرد بال دیگر . گر تو نباشی پرواز آرزویی بیش نخواهد بود

ای زن مسلمان ! ای افتخار مردان با ایمان ! قدر خود را بدان

ای بانو ! رسیدن به خدا بی تو محال ست .

ای فرشته های زمینی ! ارزش شما دنیایی از عشق است

ای مدرسه مهربانی ! ای بال و پر زندگانی ! ای عشق جاودانی !

قدر خود را ... قدر خود را بدان ای فرشته

ارزش تو دنیایی از عشق است  و نه عالمی از هوس و تسکین

همهمه ای ست در آسمان . گویی اتفاقی در راه ست ستاره ها آسمان را چراغانی کرده و ماه زمین را روشنایی بخشیده . حس عجیبی ست .

آری ! فاطمه (سلام الله علیها) زاده شد و زن آبرو بخشیده شد. 

عشق معنا گرفت و زن حرمت.

ای بانوی مسلمان ! ای افتخار ما مردان مسلمان !

زنده بمان و پاینده روشنایی ببخش

ای زن!

روزت مبارک

+ نوشته شده در  دوشنبه سوم تیر 1387ساعت   توسط حمید  |